سلام و درود بر جد نسبتا بزرگوارم...
ای جد بزرگوار، آخر تو را چه شد که سر خر کج نمودی و راهی این دیار شدی؟ گاه با خود می گویم که نکند عقلت را به خرت سپرده بودی و نتیجه آن شد که چشمان بستی و آن زمان که گشودی خود را در این دیار دیدی! مگر نمی توانستی ضربه ای بر سمت راست گردن آن خر بزرگوار بزنی تا راهی سوی دگر شود و بلکه من اینک در دیار بهتر می زیستم!


Tinypic

ای جد بزرگوار، تو را چه شد که زنی اختیار کردی که دماغ مبارکش چون گوشت کوب بود و اینک مرا از وی ارثی رسیده بس چماق گونه؟ گاه با خود می گویم اینبار عقلت را به کدام بزرگوار سپرده بودی؟ آخر مگر نمی دانستی که ممکن است این دماغ به من ارث برسد و مرا هزینه باشد برای کوچک کردنش؟

ای جد بزرگوار، تو را چه شد که کمتر مویز تناول کردی و شکم از پنیر انباشتی تا مرا IQ باشد در حد موجودات تک سلولی هرچند که برای خودم اثبات شده IQ ام از موجودات تک سلولی گاه کمتر است. آخر تو را چه میشد اگر همسری اختیار می کردی که حداقل آن مخیله اش کمی بهتر از تو بود؟
ای جد بزرگوار، تو را به چه کسی قسم دهم که نمیخواهم بر سنت تو باشم و تصمیم بر آن دارم که از شکار دست بردارم و در عصر کامپیوتر به سراغ شغلی آبرومندانه بروم. آخر مرا چه به شکار موجودات، آن هم با این تن نحیف! به بزرگواریت قسم که از شکار قمری ها و گنجشکها خسته شده ام. لااقل اجازه میدادی با تفنگ بادی شکار میکردیم؛ تیرکمان هم شد اسلحه؟
ای جد بزرگوار، به تازگی از شهرمان به مشهد سفری داشتم و شهر را نیک پاکیزه دیدم اما گفتم یادآوری کنم آن مترو که در زمان قبل از وداع با زندگی گفته بودی تا چند سال دگر به راه خواهد بود، همچنان در حال ساخت است و چنین شنیدم که تا چند سال آینده افتتاح خواهد شد.
ای جد بزرگوار، دیگر سرت و شاید هم جمجه پوسیده ات را بیشتر از این به درد نمی آورم و امیدوارم از این نامه دلگیر نشده باشی چون هرچه باشد فرزند توام و بی شک چون خودت پر چانه!

نویسنده: مرتضی کمالی

نظرات (0)


نویسنده: مجتبی ارسال: 16 اردیبهشت چاپ (تعداد بازديد: 287)

website monitoring